تبلیغات
انتظار نامه - انتظار

انتظار نامه

مرا عهدی است با جانان كه تاجان در بدن دارم / هواداران كویش را چو جان خویشتن دارم

 

انتظار

 

نوشته شده توسط:امیر كشانی


انتظار، کیفیتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى است براى آنچه انتظار دارند، وضدّ آن یأس وناامیدى است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگى بیشتر است. اگر انسان، مسافرى داشته باشد که چشم به راه آمدن او است، هر چه زمان رسیدن او نزدیک‏تر گردد آمادگى براى آمدنش فزونى مى‏یابد. حالت انتظار، گاهى به پایه‏اى مى‏رسد که خواب را از چشم مى‏گیرد، چنان که درجات انتظار از این نظر تفاوت مى‏کند، همچنین از نظر حبّ ودوستى نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به «منتظر» افزون باشد آمادگى براى فرا رسیدن محبوب افزون مى‏گردد ودیر آمدن وفراق محبوب دردناک مى‏گردد، تا بدانجا که انسان منتظر از خود بى‏خود مى‏شود ودردها وسختى‏هاى دردآور ومشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمى‏کند.

پرسش : انتظار چه ویژگى‏هاى خاصى دارد؟
پاسخ : انتظار، در درجه نخست ویژه حیات وزندگى است. ماهیّت زندگى انسان با انتظار وامید به آینده عجین شده است به گونه‏اى که بدون انتظار، زندگى مفهومى ندارد وشور ونشاط لازم براى تداوم آن در کار نیست. حیات حاضر وکنونى ظرف پویایى، تلاش وحرکت به سوى فردا وفرداهاست، واین چنین پویایى وحرکتى بدون عنصر «انتظار» ممکن نیست؛ زیرا احتمال معقول بقا وپایدارى وامید به تداوم حیات است که به زندگى کنونى معنا ومفهوم مى‏بخشد، وپویایى ونیروى لازم براى ادامه آن را تأمین مى‏کند. از این رو است که ماهیّت زندگى با انتظار پیوستگى ناگسستنى دارد.
هر انسان زنده‏اى که در انتظارهاى خویش، به تداوم حیات مى‏اندیشد وبقاى خویش را انتظار دارد، تمام حرکت وسکون خود را در راستاى این انتظار ودر جهت متناسب با تداوم حیات قرار مى‏دهد.
ولذا در روایات اسلامى مى‏بینیم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پیامبر شمرده شده است. یعنى ویژگى انتظار در عمل در راه رسیدن به حیات است. شاید یکى از علل این گونه آموزش‏ها این بوده است که پیروان امام مهدى (ع) بکوشند تا خود را به امامشان نزدیک کنند ومانند او بیندیشند وامت با امام در انتظار به سر برند، زیرا امام نیز در انتظار ظهور خود به سر مى‏برد.
در حالت انتظار، بهترین شیوه پیوند وهمسویى وهمدلى با امام نهفته است، وغفلت از انتظار ومعناى صحیح آن باعث بى‏خبرى وبى‏احساسى نسبت به سوزها وشورهاى امام موعود است. شاید در دوران غیبت، انتظار راستین براى فرج، یعنى حضور امام در جامعه انسانى، نخستین راه بیعت وهم‏پیمانى با امام موعود باشد؛ زیرا انتظار حضور در متن جریان‏ها وحوادث پیش از ظهور است ومایه یادآورى هدف‏ها وآرمان‏هاى امام موعود وزمینه آگاهى وهوشیارى همیشگى است. ودر حال انتظار نبودن به معناى غفلت وبى‏خبرى وبى‏احساسى وبى‏تفاوتى نسبت به حوادث پیش از ظهور واصل ظهور است.
جامعه منتظر، هر حادثه‏اى هر چند عظیم وویرانگر، وهر عاملى هر چند بازدارنده ویأس آفرین، او را از تحقق هدف‏هاى مورد انتظار مأیوس نمى‏کند ودر راه آن هدف‏ها از پویایى وتلاش باز نمى‏ایستد، وهمواره به امام خود اقتدا مى‏کند.
امامى که در برابر مشکلات شکننده وحوادث کوبنده قرن‏ها وعصرها استوار ونستوه ایستاده است وذره‏اى در اصالت راه وکار خود تردید نکرده است.
حضرت مهدى (ع) فرمود: «...لأنّ اللَّه معنا ولا فاقة بنا إلى غیره، والحق معنا فلن یوحشنا من قعد عنّا»؛ «...چون خدا با ما است، نیازى به دیگرى نیست، حقّانیت با ما مى‏باشد و کناره‏گیرى عده‏اى از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.»( الغیبة، طوسى، ص 285، ح 245 ؛ احتجاج، ج 2، ص 278 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 178، ح 9.)
آرى! امام مهدى (ع) در چنین انتظارى به سر مى‏برد وبا چنین ایمانى در این شب یلداى زندگى، استوار وتزلزل‏ناپذیر ایستاده است وجامعه «منتظر» وامت چشم به راه نیز باید این ویژگى‏ها را در امام موعود و«منتظر» خویش، نیک بشناسد، وتا حدّ امکان مانند خود او در انتظار باشد.

پرسش : عناصر تشکیل دهنده انتظار چیست؟
پاسخ : انتظار ظهور منجى هیچ گاه به حقیقت نمى‏پیوندد مگر در صورتى که سه عنصر اساسى در آن محقّق گردد:
1 - عنصر عقیدتى: شخص منتظر باید ایمان راسخى به حتمى بودن ظهور منجى ونجات‏بخشى او داشته باشد.
2 - عنصر نفسانى: زیرا شخص منتظر باید در حالت آمادگى دائمى به سر ببرد.
3 - عنصر عملى وسلوکى: شخص منتظر باید به قدر استطاعت خود در سلوک ورفتارش زمینه‏هاى اجتماعى وفردى را براى ظهور منجى فراهم نماید.
با نبود هر یک از این سه عنصر اساسى، انتظار حقیقتاً معنا پیدا نمى‏کند.

پرسش : چه نوع انتظارى راجح است؟
پاسخ : انتظار فرج بر دو گونه است:
1 - انتظارى که سازنده است، تحّرک بخش است، تعهّدآور است، عبادت بلکه با فضیلت‏ترین عبادات است.
از مجموعه آیات وروایات اسلامى استفاده مى‏شود که ظهور مهدى موعود (ع) حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل حق واهل باطل که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى‏شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حقّ باشد. امامان ورهبران معصوم الهى به طور روشن وصریح با ارائه تصویرى مناسب از انتظار، روى برداشت درست وصحیح از مفهوم آن تکیه داشته‏اند وانتظار را از مقوله عمل به حساب آورده‏اند، ولذا پیامبر (ص) مى‏فرماید: «أفضل أعمال أُمّتى انتظار الفرج»؛ «افضل اعمال امت من انتظار فرج است.»( کمال الدین، ص 644، ح 3.)
ونیز در روایتى دیگر از امام صادق (ع) مى‏خوانیم: «أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه»؛ «بزرگ‏ترین اعمال انتظار فرج از خداست.»( بحارالأنوار، ج 75، ص 208، ح 77.)
اهمیت آمادگى وزمینه‏سازى را مى‏توان در پیام امام صادق (ع) یافت که فرمود: «لیعدنّ أحدکم لخروج القآئم ولو سهماً»؛ «باید هرکدام از شما براى خروج قائم آمادگى پیدا کند اگرچه با تهیه کردن یک تیر باشد.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 366، ح 146.)
2 - انتظارى که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است ونوعى اباحى‏گرى است. برداشت قشرى مردم از مهدویت وقیام وانقلاب مهدى (ع) این است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد. فقط وفقط از گسترش واشاعه ورواج ظلم‏ها وتبعیض‏ها واختناق‏ها وحق‏کشى‏ها ناشى مى‏شود، آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد و حقّ وحقیقت هیچ طرفدارى نداشته باشد.
این نوع برداشت، از آن جهت که با اصلاحات مخالف است وفسادها وتباهى‏ها را به عنوان مقدمه یک انفجار مقدّس وموجّه مى‏شمارد، باید «شبه دیالکتیکى» خوانده شود، با این تفاوت که در تفکر دیالکتیکى با اصلاحات از آن جهت مخالفت مى‏شود وتشدید نابسامانى‏ها از آن جهت داده مى‏شود که شکاف وسیع‏تر شود و مبارزه پیگیرتر وداغ‏تر گردد. ولى این تفکّر عامیانه فاقد این مزیّت است، فقط به فساد وتباهى فتوا مى‏دهد که خود به خود منجرّ به نتیجه مطلوب بشود.
این نوع برداشت از ظهور وقیام مهدى موعود، واین نوع انتظار فرج که منجرّ به نوعى تعطیل در حدود ومقرّرات اسلامى مى‏شود ونوعى اباحى‏گرى باید شمرده شود به هیچ وجه با موازین اسلامى وقرآنى وفق نمى‏دهد.

پرسش : انتظار، چه تأثیرى در بعد اجتماعى دارد؟
پاسخ : انتظار در ابعاد گوناگون حیات انسانى آثار ژرف مى‏گذارد، وبیشترین اثرگذارى آن در بعد تعهدها ومسئولیّت‏هاى اجتماعى واحساس دیگرخواهى واحسان دوستى عینیت مى‏یابد؛ زیرا که در مفهوم انتظار، انسان‏گرایى نهفته است. انسان منتظر پیوندى ناگسستنى با هدف‏ها وآرمان‏هاى امام منتظَر وموعود خود دارد ودر آن راستا گام بر مى‏دارد وهمسان وهمسوى آن اهداف وآرمان‏ها حرکت مى‏کند وهمه جهت‏گیرى‏ها وگرایش‏ها وگزینش‏هایش در آن چارچوب قرار مى‏گیرد. امام موعود، غمگسار راستین غمزدگان ویار ویاور واقعى مظلومان وحامى حقیقى مستضعفان است.
پس جامعه منتظر وانسان‏هاى داراى خصلت انتظار باید در زمینه خواست‏ها وهدف‏هاى امامشان عمل کنند وبه یارى انسان‏هاى مظلوم ومحروم بشتابند ودل آزردگان را مرهم نهند ودشوارى‏ها ومشکلات مردم را تا حدّ توان، طبق خواسته ورضاى امامشان برطرف سازند. واگر چنین شد در قلمروجامعه منتظر، محروم وتهیدست وبیمار بى درمان ودلتنگ وافسرده واندوهگین وگرفتار باقى نخواهد ماند.
شاید یکى از معانى برخى از احادیث درباره انتظار فرج که گفته‏اند: «انتظار فرج خود فرج است» همین معنا باشد که جامعه منتظر اگر انتظارى راستین وصادقانه داشته باشد دست‏کم در حوزه خود، مشکلات ونابسامانى‏هاى مردم را برطرف مى‏کند وخواسته‏ها وآرمان‏هاى امام موعود را در محیط خویش تحقق مى‏بخشد؛ لذا امام رضا (ع) فرمود: «... انتظار الفرج من الفرج»؛ «...انتظار فرج جزء فرج است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 131، ح 29.)

پرسش : عنصر انتظار چگونه در آمادگى نظامى منتظران تأثیر دارد؟
پاسخ : انتظار، نخست یک آرمان وعقیده است وسپس در عمل وعینیت آشکار مى‏گردد وانسان منتظر به مرزبانى وپاسدارى از حوزه جغرافیایى وفرهنگى وایدئولوژى خود وهمکیشان وهم‏مسلکان خویش مى‏پردازد وهمواره در موضع دیده‏بانى است وهوشیارانه وتیزنگرانه به افق‏هاى دور ونزدیک مى‏نگرد وهر تحرّک وتحول ونقل وانتقالى را در اردوگاه‏هاى دشمن زیر نظر مى‏گیرد ودر سنگر دفاع ایدئولوژیکى وزمینى وجغرافیایى، دشمن را از پیشروى باز مى‏دارد، ودر صورت فراهم بودن زمینه به تهاجم نیز دست مى‏یازد.
این است که جامعه منتظر همواره به آمادگى نظامى ودفاعى فرا خوانده شده است وتهیه ابزار جنگ وقدرت از هر مقوله وبا هر کیفیت، تکلیف گشته است. فقها در کتاب جهاد بحثى را تحت عنوان «مرابطه» و«رباط» ذکر کرده‏اند، به این معنا که مؤمنان در مرزها اقامت گزینند وآمادگى کامل داشته باشند تا در هنگام حمله وتهاجم ناگهانى دشمن، دفاع کنند وکشور را نجات دهند.
معناى دیگر مرابطه ورباط، پیوند ورابطه با امام ودر خدمت امام زیستن ومرزبان دستورها وخواسته‏هاى امام بودن است. به این معنا که جامعه مؤمنان با امام خویش ارتباط برقرار کنند وبه ریسمان ولایت امام چنگ زنند وبا او هم پیمان شوند وبه یارى امام متعهد گردند. این قسم از «مرابطه» بر هر فرد واجب عینى است، نیابت بردار نیست، وپایه‏اى از پایه‏هاى ایمان است وعملى بدون آن پذیرفته نمى‏شود.( مکیال المکارم، ج 2، ص 425.)
امام صادق (ع) در تفسیر آیه: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، فرمود: «اصبروا على المصآئب وصابروا على الفرآئض ورابطوا على الأئمّة:»( سوره آل عمران، آیه 200.)؛
«در برابر مشکلات شکیبایى ورزید ودر انجام تکلیف‏ها ومسئولیت‏ها پایدارباشید، وبا امامان رابطه برقرار کنید.»( تفسیر على بن ابراهیم، ج 1، ص 129.)
ودر روایتى دیگر از امام صادق (ع) آمده است که «رابطوا» به معناى حضور نزد امام است.( الغیبة، نعمانى، ص 199.)

پرسش : عنصر صبر در تحقّق انتظار تا چه مقدار مؤثّر است؟
پاسخ : روح وجوهر اصلى انتظار، مقاومت وصبر است. کسى که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانى است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایى هدف وشکل گرفتن آرمان، پایدارى وشکیبایى کند وتاب وتوان از دست ندهد، وهر ناملایمى را در آن با بردبارى بپذیرد، وچون صبر وپایدارى را از دست داد وبى‏شکیب گردید وتاب وتوان بر زمین نهاد، انتظار نیز از دست داده است؛ زیرا که پایدارى وصبر، تحقق‏بخش جوهر انتظار است. لذا در احادیث از انتظار فرج همراه با صبر سخن گفته‏اند.
امام رضا (ع) فرمود: «ما أحسن الصبر وانتظار الفرج...»؛ «چه نیکو است شکیبایى وانتظار فرج.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 129، ح 23.)
براى ظهور، وقت تعیین نشده است وهمواره وقوع آن را «امرى ناگهانى» توصیف کرده‏اند ولذا باید انتظار لحظه به لحظه باشد.

پرسش : حقیقت انتظار فرج چیست؟
پاسخ : اندیشه پیروزى نهایى نیروى حقّ وصلح وعدالت، بر نیروى باطل وستیز وظلم، استقرار کامل وهمه جانبه ارزش‏هاى انسانى، تشکیل مدینه فاضله وجامعه ایده‏آل وبالاخره اجراى این ایده عمومى وانسانى به وسیله شخصى مقدس وعالى‏قدر که در روایات اسلامى از او به عنوان «مهدى» نام برده شده است، اندیشه‏اى است که کم وبیش همه فِرق ومذاهب اسلامى -با اختلافاتى- بدان مؤمن ومعتقدند.
این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینى نسبت به جریان کلّى نظام طبیعت وسیر تکامل تاریخ واطمینان به آینده وطرد عنصر بدبینى نسبت به پایان کار بشر است (که طبق بسیارى از نظریه‏ها وفرضیه‏هاى غیر اسلامى، پایان نظام طبیعت، تاریک وابتر است).
امید وآرزوى تحقق این نوید کلّى جهانى انسانى، در زبان روایات اسلامى «انتظار فرج» خوانده شده است.

پرسش : آیا مکاتب فلسفى نیز انتظار فرج را امرى ارزشى مى‏دانند؟
پاسخ : انتظار ظهور منجى در آخرالزمان ونجات بشر از وضعیت موجود، اختصاص به اسلام وحتّى ادیان آسمانى ندارد، بلکه مکاتب فلسفى غیردینى ومادّى نیز معتقد به این نظریه مى‏باشند.
راسل مى‏گوید: «انتظار منجى واعتقاد به ظهور نجات‏بخش در آخرالزمان اختصاص به ادیان آسمانى ندارد، بلکه مکاتب غیردینى ومادّى نیز در انتظار ظهور منجى براى جامعه بشریّت وگسترش دهنده عدل وداد به سر مى‏برند».

پرسش : آیا در کتاب مقدس یهود سخن از انتظار فرج به میان آمده است؟
پاسخ : شور والتهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز ونشیب یهودیت موج مى‏زند. در عهد قدیم از کتاب مقدس، سفر مزامیر داوود، مزمور 37 مى‏خوانیم: «به جهت وجود اشرار وظالمین مأیوس مشو؛ زیرا نسل ظالمین از روى زمین برچیده خواهد شد ومنتظرین عدل الهى وارثان زمین خواهند شد. وکسانى که مورد لعن الهى واقع گردند بینشان تفرقه خواهد افتاد. وانسان‏هاى صالح کسانى هستند که وارثان زمین شده وتا پایان تاریخ در روى زمین زندگى خواهند کرد».
( کتاب مقدس، سفر مزامیر داوود.)
تب وتاب انتظار دخالت اعجازآمیز خداوند در دوران سیطره والیان رومى بر فلسطین به اوج خود رسید، وبه همین علّت هنگامى که یحیاى تعمید دهنده ندا داد: «توبه کنید، زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.» ( متّى، 2/3.)توده‏هاى مردم پیام او را با جان ودلشنیدند، کلمات هیجان‏آور او دل‏هاى شنوندگان را تکان مى‏داد والهام‏بخش گروه‏هاى ستمدیده وبینوایى بود که همواره آتش شوق انتظار براى قیام «مسح شده خدا» در قلوبشان زبانه مى‏کشید.

پرسش : مقصود از انتظار مسیحا چیست؟
پاسخ : یهودیان در سراسر تاریخ محنت‏بار خود هر گونه خوارى وشکنجه را به این امید بر خود هموار کرده‏اند که روزى «مسیحا» بیاید وآنان را از گرداب ذلّت ودرد ورنج رهانده، فرمانرواى جهان گرداند. هم اکنون صهیونیست‏هاى اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهاى مسیحایى مرسوم در پایان مراسم سالگرد بنیان‏گذارى رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه آیار عبرى) پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا مى‏کنند: «اراده خداوند، خداى ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده‏دم آزادى باشیم ونفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد».( انتظار مسیحا در آیین یهود، ص 65.)
بسیار طبیعى است که قوم بنى‏اسرائیل با گذشته تیره وتار خود در انتظار آینده بهترى باشد. به همین علت که حضرت موسى (ع) به عنوان یک منجى میان ایشان برخاست آنان در پذیرفتن او درنگ نکردند. این آرمان در دوران ابتلا پا گرفت وهرگز از ایشان جدا نشد، وتنها با انتخاب داوود به پادشاهى بود که آرزوى قوم، براى قیام یک منجى کاملاً برآورده شد. داوود نمونه یک پادشاه یهودى والگوى جاودانى شخص مسیحا گردید. ودر واقع، برخى از انبیا وحکیمان هم او را مسیحا مى‏دانستند.( هوشع، 5/3 ؛ إرمیا، 9/30 ؛ حزقیال، 25ù24/37.)
عصر داوود وسلیمان را مى‏توان دوران شکوفا شدن آرمان مسیحایى در اذهان قوم یهود دانست. امید مسیحایى با دو نیم شدن حکومت بنى‏اسرائیل پس از حضرت سلیمان جدىّ‏تر شد.
انبیا نه تنها آتش شوق را در دل‏ها روشن نگه مى‏داشتند، بلکه به توسعه دادن مفهوم مسیحا ودوران مسیحایى مى‏پرداختند. آنان معتقد بودند که شخص مسیحا که خدا به وسیله او جهان را مبارک خواهد ساخت، در اذهان بیشتر انبیا حاضر بود.
اندیشه مسیحایى در پیشگویى‏هاى «إشَعیا» به طور وضوح آمده است. مسیحاى آرامش‏آفرین وتسلّى بخش قوم یهود در یکى از پیشگویى‏هاى او تصویر شده است. او حکومت آرمانى عادلانه‏اى را پى مى‏افکند که در آن زمان «جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آب‏هایى که دریا را مى‏پوشاند» و آن، پس از گسترش دین بنى‏اسرائیل در سراسر گیتى است که همچون پرچم قوم‏ها برپا خواهد شد وامت‏ها آن را خواهند طلبید.( إشَعیا، 10/11 ؛ صَفَنیا، 9/3.)
ونیز مى‏خوانیم: «ودر آیام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قلّه کوه‏ها ثابت خواهد شد وفوق تلّ‏ها برافراشته خواهد گردید وجمیع امت‏ها به سوى آن روان خواهند شد...».( صَفَنیا، 4-2/2.)
برخى از پیشگویى‏هاى «صَفنیا» حتى از پیشگویى‏هاى اشعیا جهان شمول‏ترند. از دید او عصر مسیحایى زمان اصلاح کلّى جهان است؛ زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امت‏ها خواهد داد تا جمیع ایشان اسم یَهْوَه را بخوانند وبه یک دل او را عبادت کنند. تصور تَلمود پیرامون شخص مسیحا به قرار زیر است: «یک انسان که نهالى از خاندان سلطنتى داوود است وقداست او تنها به سبب موهبت‏هاى طبیعى وى خواهد بود، امتّ‏هاى مشرک به دست او نابود خواهند گشت وبنى‏اسرائیل قوّت خواهد گرفت».( انتظار مسیحا در آیین یهود، ص 65.)

پرسش : مقصود از روایات مطلق در باب انتظار فرج چیست؟
پاسخ : در برخى از روایاتى که از طرق شیعه واهل سنّت رسیده به صورت مطلق به انتظار فرج اشاره شده است بدون آنکه مقید به فرج حضرت مهدى (ع) در آن شده باشد. در حدیثى از رسول خدا (ص) مى‏خوانیم: «أفضل العبادة انتظار الفرج»؛ «برترین عبادت، انتظار فرج است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 125، ح 11 ؛ کمال الدین، ص 287، ح 6.)
ونیز از آن حضرت مى‏خوانیم: «انتظار الفرج عبادة»؛ «انتظار فرج عبادت است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 122، ح 3 ؛ جامع الصغیر، ج 1، ص 416، ح 2717 ؛ کنزالعمال، ح 6509.)
وهمچنین در روایت دیگرى از آن حضرت مى‏خوانیم: «أفضل أعمال امّتى انتظار فرج اللَّه عزّوجلّ»؛ «افضل اعمال امّت من انتظار فرج خداوند عزّوجلّ است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 122، ح 2.)
شیخ صدوق به سندش از امام رضا (ع) نقل مى‏کند که فرمود: «ما أحسن الصبر وانتظار الفرج، أما سمعت قول اللَّه عزّوجلّ: «وَارْتَقِبُوا إِنِّى مَعَکُمْ رَقِیبٌ»، «فَانْتَظِرُوا إِنِّى مَعَکُم مِنَ المُنْتَظِرِینَ» ( سوره هود، آیه 93.) فعلیکم بالصبر فإنّه إنّما یجى‏ء الفرج على الیأس، فقد کان الذین من قبلکم( سوره اعراف، آیه 71.)
أصبر منکم»؛ «چقدر نیکوست صبر وانتظار فرج، آیا نشنیده‏اى گفتار خداوند عزّوجلّ را که فرمود: (شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم) و(پس شما منتظر باشید، من هم با شما انتظار مى‏کشم) پس بر شما باد به صبر؛ زیرا فرج بعد از یأس وناامیدى است. به راستى کسانى که قبل از شما زندگى مى‏کردند از شما صبورتر بودند.»( کمال الدین، ص 645، ح 5.)
مرحوم مجلسى از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که فرمود: «من دین الأئمّة الورع والعفّة والصلاح... وانتظار الفرج بالصبر»؛ «از دین ائمه پرهیزکارى، عفّت، رستگارى... وانتظار فرج به صبر است.»( بحارالأنوار، ج 52، ص 122، ح 1.)
ترمذى نیز به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «...وأفضل العبادة انتظار الفرج»؛ «...وبرترین عبادت انتظار فرج است.»( سنن ترمذى، ج 5، ص 225، ح 3642.)
درظاهر مراد از انتظار فرج همان انتظار فرج حضرت مهدى (ع) است که در این روایات متعلق آن یعنى حضرت مهدى (ع) به جهت وضوح، بیان نشده است؟ چون در احادیث فریقین آن حضرت به عنوان نجات دهنده مردم از ظلم وبى‏عدالتى معرّفى شده است.
شیخ صدوق؛ به سندش از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که فرمود: «طوبى لشیعة قآئمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته»؛ «خوشا به حال شیعیان قائم ما، کسانى که منتظر ظهور او در عصر غیبت اویند.»( کمال الدین، ص 357، ح 54.)
این معنا براى روایات مطلق با نظر اهل سنّت نیز موافقت دارد؛ زیرا آنان گرچه عموماً به ولادت مهدى‏موعود (ع) اعتقادى ندارند ولى او را منجى بشریّت از ظلم وبى‏عدالتى مى‏دانند که باید مستضعفین انتظار او را بکشند.
ونیز از جمله قرائنى که مى‏تواند مصداق احادیث مطلق را مشخّص کرده وبر حضرت مهدى (ع) وقیام او تطبیق دهد مسأله لزوم تناسب بین حکم وموضوع است؛ زیرا انتظار فرجى که تا این حدّ مهم برشمرده شده وتا این حدّ مورد تأکید واقع شده است به طور حتم همان انتظار روز موعود است، از آن جهت که در آن روز وعده الهى به نصرت مظلومین در سرتاسر عالم تحقق مى‏یابد وحکومت عدل توحیدى در روى کره زمین گسترش خواهد یافت. انتظار با آن آثار وبرکاتى که دارد تنها در انتظار چنین فرجى قابل پیاده شدن است. ونیز چنین انتظارى است که مى‏تواند از اساس دین شمرده شود، نه انتظار رفع هر گرفتارى ولو جزئى وبا هر سبب باشد.

پرسش : چه امتیازى در انتظار منجى موجود است؟
پاسخ : اهل سنّت گرچه اصل انتظار فرج مهدى (ع) را قبول دارند، ولى اعتقاد به ولادت او ندارند، ولى شیعه امامیه وبرخى دیگر از مذاهب اسلامى وغیر اسلامى به انتظار ظهور شخصى به عنوان منجى نشسته‏اند که او موجود است وناظر اعمال ورفتار وگرفتارى‏هاى مسلمانان است. این نوع انتظار به طور قطع وحتم، اثرات بیشترى در زنده نگه داشتن جامعه وایجاد روح وامید بیشتر دارد؛ زیرا کسى که معتقد به اصل فرج است بدون آنکه نجات دهنده را در قید حیات ودر کنار خود ببیند واو را احساس کند وناظر اعمال خود بداند، چندان تأثیرى در وجود او ندارد، بر خلاف کسى که معتقد است او زنده بوده وبر تمام احوالش ناظر است، وهنگام گرفتارى‏هاى شدید به فریاد او خواهد رسید. به طور حتم اعتقاد به چنین منجى وانتظار چنین شخصى تأثیر به سزایى در روحیه انسان منتظر دارد، تأثیرى که قابل مقایسه با تأثیر نوع اوّل نیست.
لذا شیعه به جهت اعتقاد به این چنین انتظارى همیشه در طول تاریخ خود زنده بوده وهیچ گاه با این همه فشارها که بر او وارد شده امید خود را از دست نداده است.
شیعه همیشه خویش را در کنار منجى ومصلح خود احساس مى‏کند واین نوع احساس آثار تربیتى وایمانى بیشترى دارد.

پرسش : آیا تأخیر در فرج موجب قساوت قلب مى‏شود؟
پاسخ : آنچه که بر هر مؤمنى بلکه بر هر انسانى لازم است، اینکه هیچ گاه از تأخیر فرج وظهور منجى ناامید نباشد، بلکه باید به ریسمان صبر چنگ زده تا به سر منزل مقصود رهنمون شود. واین تنها از راه ایمان قلبى به خداوند متعال واینکه او خُلف نمى‏کند، میسّر است ونیز با سیر وبررسى سرگذشت امت‏هاى پیشین که چگونه بعد از هر عسر وگرفتارى شدید، خداوند آخرالأمر براى آنها یسر وفرجى حاصل نمود، به دست مى‏آید. وهمچنین با مراجعه به فطرت ومیل درونى خود که چگونه به ظهور منجى بشریت متمایل است مى‏تواند خود را از یأس وناامیدى رهانیده وبه ظهور منجى امیدوار باشد.
در ذیل آیه شریفه «وَلایَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ»؛ از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «تأویل هذه الآیة جاء فى أهل زمان الغیبة وآیامها دون غیرهم من أهل الأزمنة وإنّ اللَّه تعالى نهى الشیعة عن الشک فى حجة اللَّه تعالى، أو أن یظنّوا أنّ اللَّه تعالى یخلى أرضه منها طرفة عین»( سوره حدید، آیه 16.)؛ «تأویل این آیه براى مردم عصرغیبت است، و روزهاى زمان غیبت غیر از روزهاى اهل زمان‏هاى دیگر است. خداوند متعال شیعیان را از شک در حجّت خود نهى کرده است ونیز نهى کرده از اینکه گمان کنند که خداوند زمین را یک چشم برهم زدن از حجت خالى مى‏گرداند.»( الغیبة، نعمانى، ص 24 ؛ المحجة، ص 220ù219.)

پرسش : آیا انتظار طولانى فرج، خسته کننده وملالت‏آور است؟
پاسخ : انتظار اگر از قسم مثبت آن باشد که همراه با آمادگى کامل منتظر براى ظهور حضرت مهدى (ع) است نه تنها ملالت‏آور نیست بلکه دائماً در انسان روحیه امید را شعله‏ور کرده واو را سرحال وزنده نگه مى‏دارد. شخص منتظر دائماً در فکر آمدن محبوب خود است واین بهترین حالتى است که به او دست مى‏دهد، او دائماً به عشق رسیدن محبوب خود شب را به روز وروز را به شب مى‏رساند.
از طرفى دیگر، از آنجا که انتظار منجى حقیقى یعنى امام زمان (ع) در حقیقت یک نوع توسل وارتباط باطن با او نیز هست لذا با این ارتباط هر لحظه فیوضاتى از ناحیه آن حضرت به انسان مى‏رسد که او را از خستگى وملالت بیرون مى‏آورد.
بر انتظار موعود حقیقى آثار وبرکاتى بسیار مترتّب است که در جاى خود به آن اشاره مى‏نماییم.

پرسش : چه آثارى بر انتظار منجى مترتّب است؟
پاسخ : ضرورت واهمیّت انتظار را مى‏توان از زوایاى مختلف مورد بررسى قرار داد:
1 - انتظار، دوره آماده‏سازى وزمینه‏سازى براى یک نهضت به شمار مى‏آید وهر انقلاب وحرکتى که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد ناقص وبى ثمر است.
2 - در اهمیّت انتظار همین بس که دشمنان، آن را مانع تسلّط خود بر مسلمانان برشمرده‏اند. میشل فوکر، کلر بریر در بحث مبارزه با تفکّر مهدى باورى، ابتدا قیام امام حسین (ع) وبعد انتظار امام زمان (ع) را دو عامل پایدارى شیعه معرفى مى‏کنند. در کنفرانس تل‏آویو نیز افرادى مثل برنارد لوییس، مایکل ام‏جى، جنشر، برونبرگ ومارتین کرامر بر این نکته تکیه فراوان داشتند. آنان در توصیف شیعه گفته‏اند: «شیعیان به نام امام حسین قیام مى‏کنند وبه اسم امام زمان قیامشان را حفظ مى‏نمایند».( مجله بازتاب اندیشه، خرداد80، ص 193.)
ماربین، محقق آلمانى مى‏گوید: «از جمله مسائل اجتماعى بسیار مهمّى که موجب امیدوارى ورستگارى شیعه مى‏باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر وانتظار ظهور است».( سیاست اسلام، اثر ماربین، ص 50ù49.)
پتروشفسکى، تاریخدان وایران‏شناس علوم شوروى سابق در این زمینه مى‏نویسد: «چشم به راه مهدى بودن در عقاید عمومى مردمى که نهضت‏هاى قرن سیزدهم را در ایران بر پا داشتند، مقام بلندى را داشته است».
( نهضت سربداران خراسان، اثر پتروشفسکى.)
3 - دوران انتظار، دوران هجوم فتنه‏ها ومشکلات وگرفتارى‏ها است وآنچه مى‏تواند آرامش قلبى وقدرت روحى به شیعه منتظر بدهد، یاد منجى حىّ وحاضر است.
4 - پیراستن از خصایص ناپسند وآراستن خود به اخلاق نیکو از فواید دیگر انتظار است. امام صادق (ع) فرمود: «من سرّ أن یکون من أصحاب القآئم فلینتظر ولیعمل بالورع ومحاسن الأخلاق»؛ «...هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم (ع) گردد باید که( بحارالأنوار، ج 52، ص 140، ح 50.)
منتظر باشد ودر عین حال به پرهیزکارى واخلاق نیکو مشغول گردد.»
5 - از نتایج انتظار، تلاش فکرى مؤمن منتظر وبصیرت وآگاهى اوست. فتنه‏ها علاوه بر آنکه غفلت مى‏آورد، شبهه وتردید وتزلزل را نیز در افکار جامعه ایجاد مى‏کند، واین منتظر واقعى است که چون به هوشیارى فکرى رسیده، بیدار است وبه شبهات پاسخ مى‏گوید.
امام صادق (ع) فرمود: «طوبى لمن تمسّک بأمرنا فى غیبة قآئمنا فلم‏یزغ قلبه بعد الهدایة...»؛ «خوشا به حال کسى که در زمان غیبت قائم ما به فرمان ما تمسک جوید که در( همان، ص 123، ح6.)
نتیجه قلب او هرگز به طرف باطل متمایل نخواهد شد.»
6 - انتظار از آنجا که انسان را به عمل وا مى‏دارد ودر جامعه‏اى که حالت انتظار منجى الهى حاکم است، تحّرک وپویایى حکم فرماست وبشر را به زمینه‏سازى واصلاح فردى واجتماعى وا مى‏دارد، عاملى ارزشمند براى حفظ وبقاى شریعت است.
7 - انتظار از آن جهت که محّرک عمل است، زمینه‏ساز ظهور منجى عالم بشریّت خواهد بود.





انتظار شنبه 30 بهمن 1389
مبانی معرفتی مهدویت شنبه 23 بهمن 1389
دجال كیست ؟ پنجشنبه 14 بهمن 1389
حکمت غیبت سه شنبه 12 بهمن 1389
چرا حضرت مهدی(ع) ظهور نمی‌كند؟ یکشنبه 10 بهمن 1389
برداشتهای غلط ازانتظارفرج از دیدگاه امام خمینی سه شنبه 21 دی 1389
ما اهل كوفه هستیم.... سه شنبه 30 آذر 1389
شناخت دوشنبه 29 آذر 1389
مهدی ام مهدی خسته - دلم از بی وفایی ها شكسته شنبه 20 آذر 1389
مهدی بیاید باز هم دین داریم ؟؟؟؟؟؟ شنبه 20 آذر 1389
معنای جدیدی از انتظار فرج حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف پنجشنبه 18 آذر 1389
راه امام حسین (ع) تا قیام مهدی (عج) ادامه خواهد داشت . دوشنبه 15 آذر 1389
دروغ مدعیان یا مدعیان دروغگو شنبه 13 آذر 1389
ایمان و عمل جمعه 12 آذر 1389
آنقدر نیا تا دیر شود...... چهارشنبه 10 آذر 1389
امیدو غدیر شنبه 6 آذر 1389
خطبه غدیر از توحید خداوند آغاز و به امامت حضرت مهدی(عج) ختم می‌شود. چهارشنبه 3 آذر 1389
ندبه های دلتگی پنجشنبه 27 آبان 1389
نجوا با مهر پنجشنبه 27 آبان 1389
همایون طلعت یکشنبه 23 آبان 1389
مهدی دین پناه یکشنبه 23 آبان 1389
زرتشتیان ومنجی یکشنبه 23 آبان 1389
5 فرضیه 2012 چهارشنبه 19 آبان 1389
فرقه های دروغین مدعی مهدویت دوشنبه 10 آبان 1389
2012 ، سینما و آخرالزمان شنبه 8 آبان 1389
آشنائی چهارشنبه 5 آبان 1389
بیا دوشنبه 3 آبان 1389
خودمانی شنبه 1 آبان 1389
نیامدی... شنبه 1 آبان 1389
كجاست؟ چهارشنبه 28 مهر 1389
لیست آخرین پستها