تبلیغات
انتظار نامه - معنای جدیدی از انتظار فرج حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

انتظار نامه

مرا عهدی است با جانان كه تاجان در بدن دارم / هواداران كویش را چو جان خویشتن دارم

 

معنای جدیدی از انتظار فرج حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

 

نوشته شده توسط:امیر كشانی

 

اعتقاد به ظهور حضرت ولی‌عصر، حجت بن الحسن العسكری، مهدی موعود ـ عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ یكی از اصول اساسی اعتقاد اسلامی است. در روایات اسلامی به طور متواتر مطرح شده است كه روزی فرا می‌رسد امام قائم در حالی كه جهان پر از ستم شده است با قیام خود، جهان را از عدل و داد پر می‌كند:


پیامبر گرامی اسلامˆ در این باره می‌فرماید:

لو لَمْ یَبْقِ مِن الدَهْرِ الایَومٌ لَبَعَثَ اللهُ رَجُلاً مِنْ اَهْلِ بَیْتی یَمْلاها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جُوراً (احمد بن حنبل، ج 1، ص 99؛ سبحانی، 1423: ص 134).

اگر از روزگار جز یك روز باقی نماند، خداوند مردی از اهل‌بیت مرا بر می‌انگیزاند تا زمین را زمانی كه از ستم پر شده است، از عدل پر كند.

همچنین پیامبر اكرمˆ در حدیثی دیگر می‌فرماید:

الْقائِمُ المَهْدی مِنْ وُلْدی اِسْمُهُ و كُنْیَتُهُ كُنْیَتی أَشْبَهُ الناسِ بی خَلْقاً و خُلْقاً (مجلسی، 1363: ج 51، ص 72).

مهدی قائم از فرزندان من است. اسم او، اسم من و كنیه‌اش، كنیة من، و از نظر طینت و سیرت، شبیه‌ترین مردم به من است.

همچنین باز از پیامبر گرامی اسلامیˆ روایت شده است:

أفْضَلُ اعمال اُمَتی إنْتِظارُ الْفَرَجْ (حرانی، 1363: ص 37).

حال پرسش‌هایی در این باب مطرح است:‌ معنای انتظار فرج چیست و چرا افضل اعمال شناخته شده است؟ معنای انتظار، سلبی است یا ایجابی؟

   اگر شرط ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ پر شدن جهان از ظلم است، وظیفة مسلمانان چیست؟

   آیا تلاش‌های اصلاحی آنان، ظهور حضرت را به تأخیر نمی‌اندازد؟

    آیا ظهور حضرت، نیازمند زمینه‌ها و بستر مناسب است یا دفعی صورت می‌گیرد؟

این‌جا گویا تعارض و ناسازگاری نیز وجود دارد. از یك سو، ما در جایگاه مسلمان وظیفه داریم به دستورهای دینی و آموزه‌های قرآن جامة عمل بپوشانیم و در جامعه در پی تحقّق قسط و عدل باشیم، و از سوی دیگر، در مقام منتظران برای تحقّق شرط ظهور حضرت قائم كه پر شدن جهان از ستم است باید حركت كنیم.

آیا این طور نیست كه به هر مقدار خود و جامعه را اصلاح كنیم، از ستم كاسته و ظهور حضرت قائم را به تأخیر انداخته‌ایم؟ بنابراین اگر در جهت پر شدن جهان از ظلم حركت كنیم، به آموزه‌های قرآنی عمل نكرده‌ایم و اگر در جهت عمل كردن به آموزه‌های قرآنی حركت كنیم در جهت پر شدن جهان از ظلم حركت نكرده‌ایم.

متفكران اسلامی،‌ بر آنند كه به این پرسش‌ها و تعارض‌ها پاسخ‌های مناسبی بدهند؛ امّا پاسخ آن‌ها، دیدگاه‌های گوناگونی را در این باره پدید آورده است.

برخی بر آنند كه ما باید تمام كوشش خود را جهت گسترش ستم در جوامع انسانی به كار گیریم تا شرط ظهور حضرت قائم تحقّق یابد و معنای انتظار هم فقط سلبی است؛ یعنی باید به امید آینده نشست تا حضرت، خود قیام كند و ریشة ستم را بَركَند. این راه حل به نظر می‌رسد در پر شدن جهان از ظلم موفق بوده، ولی تمام اوامر و نواهی قرآنی را بدون پاسخ گذاشته است.

در مقابل، نظریة دیگری مطرح است كه ما وظیفه داریم به تلاش‌های اصلاحی فردی و اجتماعی خود همت گماریم تا زمینة ظهور حضرت فراهم آید. استفاده از خورشید در روز به معنای آن نیست كه شب از نعمت چراغ بی بهره باشیم؛ از این رو هر چند حكومت عادلانه و تجلی كامل دین خدا در زمان ظهور حضرت متحقق می‌شود، به آن معنا نیست كه از نعمت حكومت عادلانه و تكامل فردی در زمان غیبت بی‌بهره باشیم.

در این نظریه نیز یك طرف تعارض جدی گرفته شده و آن انجام فرمان‌ها و آموزه‌های قرآنی است؛ ولی باز نتوانسته تفسیر مناسبی از پر شدن ستم جهان ارائه دهد؛ زیرا اصلاح خود و جامعة بشری درجهت پر شدن جهان از ظلم نیست.

این‌جا نظریة دیگری پیشنهاد خواهد شد كه به نظر می‌رسد به پرسش‌های پیشین و تعارض مورد نظر، پاسخ مناسبی بدهد. هر دو نظریه‌ای كه ذكر شد، یك امر را مسلّم گرفته‌اند كه پر شدن جهان از ظلم در آینده صورت می‌گیرد؛ ولی نظریة پیشنهادی بر آن است كه اكنون نیز جهان از ستم پر شده است؛ امّا انسان‌ها از این امر غافل هستند و باید با بیداری فطرت خفته و آگاه كردن آن‌ها، شرط ظهور حضرت قائم را به فعلیت رساند. این نظریه‌، ضمن چند بند مطرح می‌شود:

1. خداوند، انسان‌ها را با فطرت الاهی سرشته، و همچنین خوبی‌ها و بدی‌ها را به او الهام كرده است؛ چنان كه قرآن می‌فرماید:

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (روم(30)، 30).

پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار كن. این فطرتی است كه خداوند انسان‌ها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الاهی نیست. این است آیین استوار؛‌ ولی بیش‌تر مردم نمی‌دانند.

امیر مؤمنان علی† می‌فرماید:

اللهم خَلَقْتَ الْقُلوبَ عَلی اِرادَتِكَ، و فَطَرْتَ الْعُقولَ عَلی مَعْرِفَتِكَ (مجلسی، ج 95، ص 403).

خداوند قلب‌ها را با ارادت و محبت خود آفریده و عقل‌ها را با معرفت خود سرشته است.

همچنین قرآن می‌فرماید:

وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا  فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا (شمس (91)،‌ 7 و 8).

قسم به جان آدمی و آن كسی كه آن را [آفریده و]‌ منظم ساخته، سپس فجور و تقوا (شر و خیرش) را به او الهام كرده است.

2. خداوند پیامبران را برانگیخته است تا گنجینه‌های فطرت و عقل آدمی را برانگیزانند و نعمتی را كه فراموششان شده به یادشان آرند و به او بگویند كه عبادت خدای یگانه و سر فرود نیاوردن در برابر غیر خدا و اهتمام به خوبی‌ها و پرهیز از بدی‌ها، فطری آدمی است. اگر آدمی كمی به خود توجه كند می‌تواند مسیر تعالی و تكامل را بپیماید. امیر مؤمنان علی† در این باره می‌فرماید:

فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ، و واتَرَ اِلَیهِمْ أنْبِیاءَهُ، لِیَسْتأدُوهُم میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نَعْمَتِهِ و یَحْتَجُّوا عَلَیهم بالتَّبْلیغ و یُثیروا لَهُمْ دَفائِنَ العقولِ (نهج البلاغه، خطبة 1).

پس خداوند، رسولانش را میان آنان گمارد و پیامبرانش را پیاپی فرستاد تا از آنان بخواهند حقّ میثاق فطرت را بگذارند و نعمتی را كه فراموششان شده [= توحید فطری] به یادشان آرند و با رساندن حكم خدا جای عذری برایشان نگذارند و گنجینه‌های خرد را برایشان بگشایند.

همچنین خداوند در قرآن مجید می‌فرماید:

فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ (غاشیه (88)، 21).

پس تو ای پیامبر تذكر بده كه تو فقط تذكر دهنده‌ای؛

بنابراین، وظیفة پیامبر گرامی اسلامˆ و پیروان او این است كه با یادآوری فطرت توحیدی و یادآوری نعمت فراموش شده و دلیل و جدال احسن، مردم را از ظلمات خارج و به سوی نور و كمالات معنوی هدایت كنند.

3. پیامبران برای انجام رسالت خود، صلاحیت لازم را كسب كرده‌؛ یعنی به تكامل روحی و معنوی رسیده‌اند. فردی كه هدایت جامعه را به عهده می‌گیرد، خود باید هدایت یافته باشد. كسی كه خُلْق عظیم دارد می‌تواند مكارم اخلاق را به كمال برساند؛ زیرا كه:

ذات نایافته از هستی بخش                                             كی تواند كه شود هستی بخش

از این رو است كه پیامبر گرامی اسلامˆ اسوه و الگوی حسنه است:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب(33): 21).

مسلماً برای شما، رسول خدا سرمشق نیكویی است.

همچنین بدین جهت است كه امام صادق† می‌فرماید:

نحن اصلُ كُلِّ خَیرٍ و مِنْ فُروعِنا كُلُّ بِرٍّ (كلینی، 1381: ج 8، ص 242).

ما اصل و اساس همه خیرها و نیكی‌ها هستیم و هر خوبی شاخه‌ای از شاخه‌های ما است؛

بنابراین وظیفة پیروان پیامبر گرامی اسلامˆ آن است كه ایشان را الگو و اسوه خود بدانند و اگر برآنند كه به اصلاح امور بپردازند، باید قبل از هر چیز به اصلاح خود بپردازند.

امام علی (ع)در این باره می‌فرماید:

مَن نَصَبَ نَفْسَه لِلناسِ إماماً فَلْیَبْدأ بِتعلیم نَفسه قَبلَ تَعْلیمِ غَیرهِ (نهج‌البلاغه، حكمت 73).

هر كس كه خود را امام و پیشوای مردم سازد، بر او است كه پیش از تعلیم دیگران، خود را تعلیم دهد یا به تعبیری اصلاح كند.

4. برای تحقّق حكومت جهانی حضرت ولی‌عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ لازم است مردم در سراسر جهان، آمادگی چنین حكومتی را داشته باشند. این آمادگی از طریق تغییر در فكر و روان آدمیان و با تلاش‌های فراوان و پیامبرگونه میسّر است. حضرت نوح† نهصد و پنجاه سال دین خدا را تبلیغ‌كرد تا فطرت الاهی انسان‌های عصر خود را بیدار كند.

سنّت خداوند نیز بر این تعلق گرفته است كه از طریق اعجاز و به طور دفعی، سرنوشت انسان‌ها را تغییر ندهد؛ بلكه تا وقتی فكر آنان تغییر نكند، سرنوشت آن‌ها تغییر نخواهد كرد.

قرآن در این باره می‌فرماید:

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد (13): 11).

خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد، مگر آن كه آنان آنچه را كه در خودشان است، تغییر دهند.

همچنین مطابق قاعدة فلسفی «كلّ حادثٍ مسبوقٌ بمادة و مدة» تحقق هر حادثه‌ای نیازمند زمینه‌های مناسب در بستر زمان است؛ بنابراین مردم درعصر ظهور حضرت مهدی باید پذیرش چنین حاكمیتی را داشته باشند و اگر چنین پذیرشی نباشد، چنین حاكمیتی تحقق نمی‌پذیرد.

این وظیفه و مسؤولیت به عهدة منتظران حضرت ولی‌عصر† است كه از طریق خودسازی و دگرسازی روح و روان انسان‌ها،‌ چنین زمینه‌ای را مهیا سازند؛ البتّه چنین عملی، نیازمند مجاهدت پیامبرگونه است كه به زمان نیاز دارد.

امام صادق† در این باره می‌فرماید:

هر كس خوشحال است كه از اصحاب امام قائم† باشد، باید منتظر باشد و در حالی كه منتظر است به ورع و اخلاق نیكو متصف شود (مجلسی،‌1363:‌ ج 52، ص 140).

یكی از مصادیق اخلاق نیكو این است كه به فرمان‌های خدا كه هم در عرصة خودسازی و هم در عرصه دگرسازی است،‌ جامة عمل بپوشاند.

5. برای درك «پر شدن جهان از ظلم» لازم است ابتدا به معنای عدل توجه كنیم تا معنای ضد آن كه ظلم است روشن شود؛ امّا عدل به چه معنا است؟

امیر مؤمنان علی† عدل را چنین معنا می‌فرماید:

العدل یَضَعُ الاُمورَ مَواضِعَها (نهج البلاغه، حكمت 431؛ مجلسی،‌ 1363: ج 2، ص 166).

عدل، كار را به جای خود نهادن [= قرار دادن امور در جایگاه خود] است؛

از این رو ظلم كه معنای مخالف عدل است، به معنای قرار ندادن امور در جای خود می‌شود.

حال كه معنای عدل روشن شد باید به معنای «پر شدن» توجّه كنیم. «پر شدن» به چه معنا است؟ آیا «پر شدن» واقعیتی با اندازة خاص است؟ برای مثال هنگامی كه می‌گوییم شیشه آب پر شده، به این معنا است كه گنجایش شیشه دیگر ظرفیت آب را ندارد. آیا این‌جا می‌توان این معنای «پر شدن» را در نظر گرفت: پر شدن جهان از ظلم، یعنی جهان یا آدمیان موجود در آن دیگر گنجایش ظلم را ندارند. به نظر نمی‌رسد چنین معنایی از پر شدن صحیح باشد؛ زیرا بالاتر از هر حدی از ظلم را می‌توان تصوّر كرد. در این صورت پُر شدن جهان از ظلم می‌تواند مصادیق متعددی داشته باشد. هنگامی كه مصداقی از آن تحقّق یافت، این عنوان بر آن صادق است؛ هر چند می‌توان برتر از آن حالت را   نیز در نظر گرفت؛ البته در این كه ظلم و عدل از سنخ مفاهیم ماهوی است یا از سنخ معقولات ثانیه فلسفی، اختلاف نظر وجود دارد كه در این مقال، مجال پرداختن به آن میسور نیست.

نكتة دیگری را كه این‌جا باید به آن توجّه كرد، این است كه قُبح ظلم و حُسن عدل ذاتی و فطری آدمیان است. خداوند نفس انسان‌ها را به گونه‌ای سرشته است كه خوبی‌ها و بدی‌ها را درك می‌كنند؛ ولی ممكن است در مصادیق آن اشتباه كنند؛ همان‌گونه كه در عصر پیامبران با این كه خداپرستی امر فطری است مردم به خطا، بت و مخلوقات خدا را به جای خدا عبادت می‌كردند و وظیفة پیامبران آن بود كه از راه‌های گوناگون به آن‌ها بفهمانند كه در مصداق خطا كرده‌اند.

اكنون با مطالعه و دقت در معنای عدالت و آموزه‌های قرآنی مشخص می‌شود كه حاكمیت و نظام هیچ كشوری به جز ایران بر اساس عدالت بنا نشده است. حكومت‌های جهان یا بر اساس نظام‌های الحادی یا بر اساس لیبرال دموكراسی یا بر اساس پادشاهی بنا شده است كه هیچ كدام آن‌ها مطلوب اسلام نیست. استثمار قارّة افریقا، ظلم ثروتمندان بر فقیران، بی‌خانمانی و آوارگی مردم فلسطین، تجاوز و نادیده‌گرفتن حقوق ملّت عراق، افغانستان، حمایت‌های سازمان‌های جهانی از ستمگران ... خود، شاهدی بر این امر است كه حتّی امروز نیز ستم عالمگیر است یا به تعبیری، جهان از ظلم پر شده است؛ امّا نكتة قابل ذكر این است كه مردم در غفلت و بی‌خبری به سر می‌برند و حاكمیت ظالمانة خود را به غلط صالح و عادلانه لحاظ می‌كنند. اگر فطرت خفتة آنان بیدار شود، چون قبحِ ظلم فطری آدمیان است، به صراحت به قبح چنین حاكمیتی اعتراف می‌كنند و از آن روی بر می‌گردانند.

پیام این بند آن است كه اگر مردم اندكی توجّه كنند و به فطرت خود باز گردند، مشاهده می‌كنند كه شرط ظهور حضرت ولی‌عصر† كه «مُلِئتْ ظلما» است، محقق است. هر چند امكان دارد وضعیتی ظالمانه‌تر از وضع موجود را نیز تصویر كرد، وضعیت كنونی، مصداقی از پر شدن ظلم است؛ ولی افسوس كه مردم به چنان سطحی از آگاهی نرسیده‌اند كه این امر را درك كنند. تكلیف و وظیفة منتظران آن است كه با آگاهی دادن به مردم مستضعف جهان، این شرط ظهور حضرت مهدی را به فعلیت برسانند.

6. بر اساس مطلب پیش‌گفته،‌ معنای انتظار فرج روشن می‌شود.

انتظار فرج به معنای مهیا ساختن زمینه‌های ظهور حضرت ولی‌عصر† است كه چیزی جز خودسازی و دگرسازی، یعنی همان تداوم رسالت انبیای الاهی نیست؛ یعنی منتظران، بعد از خودسازی باید فطرت خفتة‌ مردم مستضعف را بیدار، و آنان را با مصادیق ظلم آشنا سازند، و هنگامی كه مردم با مصادیق ظلم آگاه شدند، چون قبح ظلم، فطری است،‌ به قبح آن حكم می‌رانند و دیگر زیر بار چنین عقاید انحرافی و مدیریت افراد غیرالاهی نخواهند رفت. در آن صورت است كه حاكم الاهی را انتظار می‌كشند و بستر و شرایط حاكمیت جهانی حضرت ولی‌عصر مهیا می‌شود؛ بنابراین تا زمانی كه تحولی در ساختار معرفتی آدمیان صورت نگیرد، زمینة‌ تحقق حاكمیت حضرت ولی‌عصر تحقّق نمی‌یابد. همچنین روشن می‌شود كه چرا انتظار فرج، افضل اعمال است؛ زیرا تداوم رسالت انبیاء اوّلاً از سنخ عمل است و ثانیاً برتر از رسالت انبیاء، عملی وجود ندارد؛ چرا كه هم عنصر خودسازی و هم عنصر دگرسازی را در خود دارد.

 
 
نتیجه‌گیری

تبیین نظریة‌ پیشنهادی به خوبی می‌تواند تعارض در باب ظهور قیام حضرت ولی‌عصر† را حل كند، در صورتی كه دو نظریة دیگر، از انجام آن ناتوان بودند. تعارض چنین بود: با توجه به این كه شرط قیام امام قائم ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ پر شدن جهان از ظلم است، اگر در جهت پر شدن جهان از ظلم حركت كنیم، به آموزه‌های قرآنی عمل نكرده‌ایم و اگر در جهت عمل كردن به آموزه‌های قرآنی حركت كنیم، در جهت پر شدن جهان از ظلم حركت نكرده‌ایم.

راه حل این نظریه چنین است: منتظران حضرت ولی‌عصر باید با خودسازی و دگر سازی و بیدار كردن فطرت آدمیان، شرط ظهور قیام حضرت را كه «پر شدن جهان از ظلم است» به فعلیت برسانند؛ زیرا جهان در واقع از ظلم پر شده است ولی مردم در غفلت و بی‌خبری به‌سر می‌برند. بیداری فطرت و آگاهی مردم، عنصر اساسی به فعلیت رساندن شرط قیام امام قائم است و خودسازی و دگرسازی نیز چیزی جز عمل به آموزه‌های دینی و قرآنی نیست. دگرسازی نیز از طریق خودسازی ممكن است، و خودسازی و برپایی جامعة عادلانه نیز می‌تواند عامل عملی بیداری فطرت خفتة‌ آدمیان باشد. انسان‌ها با دیدن افراد الاهی خودساخته و جامعة عادلانه، بهتر می‌توانند نظام‌های ظالمانة خود را تشخیص دهند؛ بنابراین، دیگر تعارضی باقی نمی‌ماند؛ زیرا عمل به آموزه‌های دین یا به تعبیری تداوم رسالت انبیا،‌ خود بستر و زمینة قیام حضرت ولی‌عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ می‌شود.

 

 منبع :فصلنامه علمی پژوهشی در حوزه دین و کلام جدید ـ شماره 33




انتظار شنبه 30 بهمن 1389
مبانی معرفتی مهدویت شنبه 23 بهمن 1389
دجال كیست ؟ پنجشنبه 14 بهمن 1389
حکمت غیبت سه شنبه 12 بهمن 1389
چرا حضرت مهدی(ع) ظهور نمی‌كند؟ یکشنبه 10 بهمن 1389
برداشتهای غلط ازانتظارفرج از دیدگاه امام خمینی سه شنبه 21 دی 1389
ما اهل كوفه هستیم.... سه شنبه 30 آذر 1389
شناخت دوشنبه 29 آذر 1389
مهدی ام مهدی خسته - دلم از بی وفایی ها شكسته شنبه 20 آذر 1389
مهدی بیاید باز هم دین داریم ؟؟؟؟؟؟ شنبه 20 آذر 1389
معنای جدیدی از انتظار فرج حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف پنجشنبه 18 آذر 1389
راه امام حسین (ع) تا قیام مهدی (عج) ادامه خواهد داشت . دوشنبه 15 آذر 1389
دروغ مدعیان یا مدعیان دروغگو شنبه 13 آذر 1389
ایمان و عمل جمعه 12 آذر 1389
آنقدر نیا تا دیر شود...... چهارشنبه 10 آذر 1389
امیدو غدیر شنبه 6 آذر 1389
خطبه غدیر از توحید خداوند آغاز و به امامت حضرت مهدی(عج) ختم می‌شود. چهارشنبه 3 آذر 1389
ندبه های دلتگی پنجشنبه 27 آبان 1389
نجوا با مهر پنجشنبه 27 آبان 1389
همایون طلعت یکشنبه 23 آبان 1389
مهدی دین پناه یکشنبه 23 آبان 1389
زرتشتیان ومنجی یکشنبه 23 آبان 1389
5 فرضیه 2012 چهارشنبه 19 آبان 1389
فرقه های دروغین مدعی مهدویت دوشنبه 10 آبان 1389
2012 ، سینما و آخرالزمان شنبه 8 آبان 1389
آشنائی چهارشنبه 5 آبان 1389
بیا دوشنبه 3 آبان 1389
خودمانی شنبه 1 آبان 1389
نیامدی... شنبه 1 آبان 1389
كجاست؟ چهارشنبه 28 مهر 1389
لیست آخرین پستها